انسان موجودی اجتمائی است.. :: ✿.¸¸ ایرج حسن زاده ¸¸.✿

✿.¸¸ ایرج حسن زاده ¸¸.✿

✿.¸¸ انسان آمیزه ای از عقل و عشق است، ولی عقل ابتدا و عشق انتهاست ¸¸.✿

✿.¸¸ ایرج حسن زاده ¸¸.✿

✿.¸¸ انسان آمیزه ای از عقل و عشق است، ولی عقل ابتدا و عشق انتهاست ¸¸.✿

ایرج حسن زاده
✿.¸¸ ایرج حسن زاده ¸¸.✿
فهرست تمامی مطالب

انسان موجودی اجتمائی است..

بسیار تامل برانگیز..



انسان یک موجود اجتماعی است و در جامعه زندگی می کند. او مجبور است با تعدادی از افراد بدون انتخاب ، رفاقت و یا رفت و آمد داشته باشد.

با بسیاری از این افراد دوست  می گردد و با آنها زندگی کرده و بعد از مدتی بنا به رشد فکری و یا کسب خاطراتی تلخ قطع رابطه کرد و یا دوستان خود را عوض می کند . بطور مثال در طول دوره مدرسه او با کسانی بعنوان همکلاسی دوست است و بعد در دانشگاه یا سربازی و بعد که کمی پخته تر و بزرگتر می شود در محل کار یا محله و ... دوستان جدیدی را به صندوقچه دل خود راه می دهد در این میان هر دوست و رفیقی دارای جایگاه و مقامی است که در یک نگاه کلی می توان به گروه زیر تقسیم کرد:

1-  دوستان سلامی: گروهی از این افراد فقط دوستان سلامی هستند و با آنها فقط سلامی و والسلام همین نه خوش و بشی و نه برخورد و خواهشی یا از روی ترس و یا از روی احترام و یا خاطره ای مشترک با آنها مجبوریم احوال پرسی کنیم این افراد بیشتر از آن طرف کوچه برای ما یا خیابان با ارزش هستند و به نزدیکی نمی آیند.

2-  دوستان کلامی : با این دوستان فقط حرف می زنیم ، مشورت می کنیم و مثل همکاران اداری و یا مسئولان و مدیران رده بالا و یا دوستان خشک و مغرور فقط در حد سخنان رسمی و معمولی رفاقت می کنیم. با این افراد فقط در حد صحبتهای متداول و معمولی و خبرهای روزانه و نهایتا خوش و بش رسمی می توانت اعتماد کرد.

3-  دوستان نانی: این افراد به منظور استفاده از پول؛ مقام ؛ شهرت و یا رتبه شما  رفاقت می کنند ؛ بسیاری از کاستی ها و نقص های خود را با وجود و قدرت شما پوشش می دهند  و همیشه چشمشان به دست توست تا چیزی به آنها برسد و اگر احساس کنند که برای آنها نفعی نداری رهایت می کنند و بالعکس. به این افراد نانی بده و از در خانه آنها را رد کن و وارد خانه و اسرار زندگی خودت نکن.

4-  دوستان جانی : این افراد را نمی دانیم از کجا و چگونه بدست آورده ایم ولی تا یاد داریم با ما بوده اند و با ما یکی و صمیمی شده اند و بسیاری از اسرار خود را ناخودآگاه به آنها گفته ایم و در واقع دل به دریا زده ایم و مانند یک بازو همیشه با خود همراه کرده ایم تا پای جان با ما در خوشی و ناخوشی ما کنار ما بوده اند و .... گاهی اوقات دوستان جانی و صمیمی از اعضای خانواده قابل اعتماد تر هستند .

این افراد اگر قهر کنند و یا با آنها به هر عنوانی قطع رابطه کنیم آنقدر از اسرار ما چیز می دانند که می توانند ما وآینده ما و  زندگی ما را آتش بزنند.

با توجه به اینکه چندین سال شانه های من پله بالا رفتن دوستان بوده است و کتف من سنگ چاقو تیز کنی خنجر نامردی دوستان بوده است و با عنایت به این موضوع که همه را با رها امتحان کرده ام و اکنون به اندازه یک دنیا دوست سلامی و به اندازه یک شهر دوست نانی و به اندازه یک خانه دوست جانی و فقط یک دوست قابل اعتماد دارم . می خواهم بگویم این همه موارد خارج از  انواع حکایت دوستان قابل اعتماد و یا قصه عاشقی و معشوقی و یا خاطر خواهی است.

 درست است که بسیاری را در سفر و یا سفره و یا در همسایگی و ... باید شناخت ولی با توجه به تجارب خودم و حدیث و عقل سلیم سعی می کنم که کمک کنم تا تفاوت این افراد را بشناسی و در انتخاب دوست دقت کنی .

-   اگر کسی را که برای رفاقت انتخاب کرده ای 3 بار به عناوین مختلف و یا بهانه های مختلف او را عصبانی کردی با تندی برخورد نکرد و یا حرف ناشایستی نزد و یا در راز داری و یا امانت تو خیانت نکرد می توانی به او اعتماد کنی.

-   دوستان خوب مانند ستارگان هستند و اگر در روز آنها را نمی بینی و یا در شب در اتاقی نشسته ای باز هم خیالت راحت است که آنها هستند پس تو هم در فکر دوستانت و بفکر انجام امور آنها باش حتی اگر از تو نخواسته اند. البته بدون مزد و منت....

-   دوست خوب مانند یک بازو است و دستگیر دوستان خود است در روز های نداری و  بی کسی و مشکلات است از مروت بدور است که دوستان را بعد از انجام کار دور بیندازیم و یا فراموش کنیم و پیش خود بگوییم درست است اگر به آنها خوبی نمی کنیم بدی هم نمی کنیم.

-   فاصله گرفتن از کسانی که دوستشان داریم و جای آنها در قلب و روح ما است و قهر کردن با آنها سر ماجرا های  جزیی نه تنها بی فایده است بلکه بزودی خواهیم فهمید که برای آنها جانشینی پیدا نخواهد شد.روزی نخ شمع از ژارافین ژرسید چرا من می سوزم ولی تو آب  میشوی؟ گفت میشود کسی را  در دل داشته باشی او بسوزد و تو اشک نریزی........؟

-   ارزش هر کسی به اندازه حرف های ناگفته ای است که هر کسی برای نگفتن دارد. ارزش تو در رفاقت در راز داری و نگهداری حرمت ها شناخته می شود.

-   راز داری ؛ امانت  داری؛ صداقت؛ رک بودن مودب بودن؛ با خدا بودن داشتن اعتقاد و ارزوی منطقی؛ داشتن هدف در زندگی و لاقید نبودن و نداشتن غرور در رفاقت و خود رای نبود برای من شرط های مهمی است در رفاقت تو چه شرطی به اینها اضافه می کنی؟

-   دوست من اگر به علم من اضافه نکند ومن را به یاد خدا نیندازد؛ هنگام مشورت حسادت کند؛ به من و پیشرفت و دارایی من بخل بورزد؛ چشم طمع به منو دارایی و زیبایی من داشته باشد؛  برای سرگرمی و گذران وقت و رسیدن به اهداف خود و یا کسب مقام و قدرت زیر سایه من رفاقت را انتخاب کرده است باید هر لحظه منتظر باشم با نامردی و بی معرفتی او مواجعه شوم.

گاهی  عشق و دیوانه بازی های اون و گرمی اون چشم دل را کور می کند و ادم کسی و چیزی جز معشوق را نمی بیند و تا آنجا پیش می رود تا اینکه سرش به سنگ تجربه می شکند و آنگاه دلش می لرزه و به زمین و زملان مشکوک و بدبین میشه پس با عقل تصمیم بگیر و با دل عاشقی و رفاقت کن تا بعدا پشیمان نشی

- من معتقدم مثل خدا رفاقت کنیم حتی به دشمنش و کافر هم روزی می دهد همه را دوست دارد چون مخلوقش هستند هر کسی عذر خواهی کرد می پذیرد و هر کسی یکدقم برداشت او 100 قدم بر می دارد تو عاشق خودش را در خودش ذوب می کند و خون بهای آنرا با بهشت می دهد ولی نگاهی به رفاقت های خودمان بیندازیم یا چیز با ارزشی تو داری می خواهم از تو بگیرم با تو رفاقت می کنم و یا چیز به درد نخور و بدی دارم و می خواهم به تو بفروشم طرح رفاقت و دوستی با تو می ریزم.

البته خدا هم به این راحتی ها با دوستانش صمیمی نمیشه و در های حکمت و رحمت خودش را برای اون باز نمی کنه. بارها و بارها اون را امتحان میکنه با تنهایی با بی کسی با مرگ عزیزان با بیماری با دشواری ها با کم پولی و بدنامی هر بار که دوست اون از خدا کمک خواست و فقط با یاد و تکل اون دستش رو گذاشت رو زانوش بلند شد اونوقت به اون مقام و درجه و منزلت می دهد و دوست واقعی اون با اینکه دل به اون سپرده باید هر لحضه منتظر امتحان خئا باشه .

خدا خودش در کتابش میگه من در کمینگاه شما هستم و از رگ گردن به ما نزدیکتر است و ستار العیوب است حتی به فرشتگانش اجازه نمی دهد که خبر دار بشوند بنده و دوست اون گناهی کرده است خوب کمی فکر کن فروختن دوست و دور زدن اون و پیچوندن اون و یا تهمت زدن و غیبت کردن پشت سر کسی که به ما اعتماد کرده بدترین خیانت و گناه کبیره است.

امام علی در کتابش میگه بدبخترین ادم کسی است که نتونه برای خودش دوست خوب و قابا اعتمادی پیدا کنه و از اون بدبخت تر اون کسی است که دوستش را از دست بدهد و از همه زیانکار تر و بدبخت تر اون کسی است که دوستش بره تو بهشت خودش بمونه پشت ئر و اون را شفاعت نکنه .

حالا تصمیم گیری با خودت یک تجدید نظر لازم است میشه از یک زاویه دیگه به دوستان و رفیقان نگاه کرد

- حالا وای به حال رفاقت هایی که در آن طمع؛ هوس و کینه وارد شود.